Loading...
کتاب حسن صباح خداوند الموت اثر پل آمیر

کتاب حسن صباح خداوند الموت اثر پل آمیر

کتاب حسن صباح خداوند الموت اثر پل آمیر با جلد سخت از انتشارات تاو

از 1 رای
135,000 121,500تومان
تخفیف
10 %
افزودن به سبد خرید

قبل از اینکه آفتاب غروب کند و قندیل ها روشن شوند، مردی که دارای موهای سفید و سیاه بود و به نظر پنجاه ساله می رسید بانگ زد علی، علی کرمانی کجایی؟
جوانی که بیش از بیست سال از عمرش نمی گذشت و یک حلقه ریش باریک و کمرنگ اطراف صورتش دیده می شد، جواب داد: زبردست چه می گویی؟ و بعد از این گفته به آن مرد که موسوم به محمود سجستانی بود نزدیک شد.
محمود سجستانی گفت فردا قبل از طلوع فجر کاروان حرکت می کند و باید بارها را ببرد. بارها باید حاضر باشند تا امشب چهارپاداران عدل ها را طناب پیچ کنند. علی کرمانی گفت: ای زبردست عدل های ری و کاشان و اصفهان آماده است و من اسم هر شهر را که باید بار در آنجا تحویل داده شود روی عدل ها نوشته ام تا اشتباه نکنند و بدانند که هر عدل در کجا باید تحویل داده شود و چون چهارپاداران سواد ندارند، طبق دستور تو من روی هر عدل، علامتی هم نقش کرده ام که آنان از روی آن علائم مقصد بارها را بدانند و بارهای ری را به کاشان و اصفهان نبرند. اما جوال ها را ندوختم و منتظرم که تو بیایی و داروها را ببینی!

قطع وزیری
نوع جلد گالینگور
نویسنده پل آمیر
مترجم ذبیح اله منصوری
تعداد جلد 1
نظرات
    ارسال نظر
    برگشت به بالا